پست ششم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:19
روی صندلی ام نشسته ام و تنها نظاره گر محیط پیرامونم هستمxa0خوب یا بد ، زشت یا زیبا ، شیرین و یا تلخ همه را نظاره می کنمxa0 دستانم را روی یکدیگر انداخته ام ، پاهایم را نیز روی هم ، هر از گاهی جای پاهایم را عوض می کنم! عجیب مرا غرق خویش کرده است دنیای امروز... به اتاق عکاسی می روم ، جلوی آینه ژست می گ...
پست هفتم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:19
بعد از گذشت هفت روز گاه نوشت هفتمم را نوشتم ...بنا به رسم و ادب قبل از عزیمتم به دیگر دیار واجب بود تا چند کلامی بنویسم سلامی کنم و حالی بپرسمxa0 از حال خود و از دلتنگی ای که برای شهر و دیارم به سراغم خواهد آمد بگویم حلالیتی بطلبم و ... حلالیت ... یادم آمد به سخن دوستی قدیمی ( مهندس ن. ا ) ... سکوت ...
پست هشتم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:19
گاهی اوقات خیلی زود دیر می شود !مثل یک خواب یا یک رویای شیرین و بی تکرار مثل یک لذت بی حصر و حدود مثل یک تعطیلات دلنشین که زود می گذرد و متوجه گذشت زمان نمی شوی بیدار می شوی ، به هوش می آیی و می بینی تمام آن یک رویا بوده است بیدار می مانی و لذت آن رویا همیشه در ذهنت باقی خواهد ماند xa0 _____________...
پست نهم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:19
xa0یادت باشد برای بهتر شدن باید تغییرات را از خودت شروع کنی !!! پس سعی کن ؛ زیباتر بیندیشیxa0 زیباتر حرف بزنی زیباتر رفتار کنی و زیباتر زندگی کنی . . . . پیش به سوی روزهای زیبا ... پ.ن:شروع تغییرات آغاز شد !!!
پست دهم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:19
و زمستانی که گاه شبهایش گرمتر از روزهای داغ تابستانی می شود !جای تعجب نیست ؛ رسم دنیا شده است دنیای وارونه ای که هر چه دیدی دیگر نباید تعجب کنی! عشق جایش را به حماقت داده است صبر جایش را به بی قراری سکوت جایش را به فریادxa0 دوستی جایش را به کینه و دشمنی آه چه بگویم از رسم زمانه!!! شده ایم مصرف کننده...
پست آخر
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:19
[unable to retrieve full-text content]به رویاهات فکر کن ... [نقطه] ؛ پایان .
پست چهارم
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 13:33
فهمیدن و فهمیده شدن ، وای که چقدر خوب است ! این که نگاهت را بخواند ، حرف نگفته ات را بشنود و خواسته ی xa0بیان نشده ات را اجابت کند بخش بزرگی از خوشبختی است ! این که بداند و بدانی که از عمق وجود دوستش داری و دوستت دارد ، پرستشش می کنی و احترام بینتان همیشه متقابل است خود ٍ آرامش است ! اینکه با یادش آ...
پست پنجم
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 13:33
گاهی وقتها حتی اگر به سراغ بهانه های دلتنگی نروی ، خودشان به سراغت می آیند ... تو را می برند درست به همان فضای مورد نظر و می شوی یگانه بازیگر آن صحنه ! اتفاقات را در ذهنت کارگردانی می کنی ... " ای کاش ها " را به جای "کات" به کار می بری و همچون بیننده ای صبورانه همه آنها را مرور می کنی ... تا پایان ن...
پست اول
-
تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 11:57
نمی دانم از کجا و از چه زمانی باید شروع کنم ، زندگی همواره جریان xa0داشته و دارد ، حتی آن زمانی که احساس می کنی دنیا برایت تمام شده است ، حتی آن زمانی که عزیزی را از دست می دهی و حتی زمانی که ... بگذریم همواره سوار بر زین زندگی ، آرام و آهسته و یا تند
پست دوم
-
تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 11:57
از زندگی لذت ببر با معشوقه ات قدم بزن و چای بنوشxa0 سردت که شد جسمت را به وجود گرم معشوقه ات بچسبان و گرم شو به روزهای زیبایی که در انتظارت نشسته اند بیندیش و لبخند بزن زندگی همین لحظه های زیباییست که می گذرد و xa0ما از آن غافلیم فردایی که انتظارش را می کشیدی همین امروز استxa0 پس بلند شو ، تصمیم بگی...
پست سوم
-
تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 11:57
قدم بزن ، شعر بخوان ، یادداشت کن ، سرت را از پنجره ماشین بیرون کن و بگذار نسیم سرد پاییزی صورتت را لمس و گونه هایت را ببوسد xa0تا از خجالت صورتت گل بیندازد و سرخ شود ! سکوت کن ، خاطراتت را مرور کن ،با بعضی هایش بخند و با بعضی دیگر بغض کن و اگر دلت خواس